اين آيه را اين گونه تفسير مىكنند كه وقتى در سورهء نجم آيات : افرأيتم اللات و العزّى و منوة الثالثة الأخرى : آيالات و عزّى و آن سوّمى ، منات را ديديد نازل شد شيطان به زبان پيامبر انداخت كه : تلك الغرانيق العلى ، ان شفاعتهنّ ترتجى : اينها پرندگان جالبى هستند كه شفاعت آنها مورد اميد است . آنگاه خداوند اين القاءات شيطان را بر طرف نمود و وحى را صاف و پاك و سالم از زبان پيامبر ( ص ) به گوش خلق رسانيد .
بعضى گفتهاند شيطان به گوش مشركين اين مطالب را خواند .
با اينكه آيه معناى روشنى دارد : هر پيامبرى به خاطر حرص به تبليغ ، گاهى آرزوهايش در مسير ارشاد خلق از حدّ ، تجاوز مىكند و حتّى شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در فكر مىافتد كه قرار داد منع تعرّض به بت ( به طور موقّت ) با كفاّر منعقد كند ، ولى خداوند اين القاءات متجاوزانهء نفسانى را كه از حرص شخصى اولياء خدا بر ارشاد و تبليغ دين است بر طرف مىكند و پيامبر ( ص ) را حفظ مىكند كه اشتباه نكند و با نزول وحى ، پيامبران را معصوم نگه مىدارد كه عصمت پيامبران ( به معناى حفظ از اشتباهات مهم در رهبرى و ارشاد ) هم به همين وسيله انجام مىشود يعنى با آيات : « و لقد كدت تركن اليهم شيئاً قليلًا . . . و : قل يا ايّها الكافرون . . . و لو شاء اللّه لهداهم اجمعين . . . و انّك لا تهدى من اجبت . . . و لعلّك باخع نفسك ان لا يكونوا مؤمنين . . . » / نزديك بود كه به
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣١٨