تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
نيست و در شرايط سخت از پاى در مىآيند و لذا دنيا را به كفاّر نداديم ، به مؤمنان و كافران هر دو از دنيا داده‌ايم و دارا و فقير در هر دو گروه هستند . يك بعد ديگر اين گونه تأويلها باز كردن راه براى استعمار حكومتهاست ، ديگر براى ما روشن است كه مكتب سوسياليزم در اين دنيا و در اين انسانها ، يعنى در ساختمان اين موجود ، بهترين راه براى استثمار ملتّها به وسيلهء افرادى خاص تحت عنوان هيئت حاكمه است ، به نام خلق و وكلاى خلق هر چه بخواهند ، امتيازات را در اختيار مىگيرند . و ما هم مىدانيم كه چه سوء استفاده‌ها مىشود . و هر قدر قدرت اقتصادى مردم تضعيف شود و قانونها در مسير دولتى كردن اموال به راه بىافتند و سيستم ادارهء كشور به سوى سوسياليزم پيش رود ( البته در غير آنچه كه به طبع خود بايد عمومى باشد ) پايگاه قدرت مردمى ضعيفتر و زمامداران قويتر مىشوند تا آنجا كه فقط و فقط كسانى قدرت اعتراض دارند كه شهرت جهانيشان مانع از بين رفتنشان مىشود و تازه پس از چند صباحى بيرون ريخته مىشوند ، يعنى فقط سولژنيستين‌ها و ساخاروف‌ها مىتوانند كمى حرف بزنند و نميرند و به دنياى آزاد برسند اسلام مىخواهد قدرت اقتصادى در دست مردم باشد تا اگر خواستند بتوانند اعتراض كنند و