تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
بگوئيم خودش با اين پول اضافى تجارت و يا كار ديگرى شخصاً انجام دهد ، اين نشدنى است زيرا ديگر بيش از 15 ساعت كه برايش ممكن نيست و بنابراين تدريحاً هيچ وقت اضافى نمىماند . آيا هيچ راه ممكن انسانى ديگرى جز اين داريد كه به افراد ديگرى كه قدرت كار دارد ولى پول ندارد يا وقت اضافى دارد قراردادى منعقد كند كه دست از من و پا از تو ، پول از من ، و كار از تو ، و درآمد به نسبت معيّن شده تقسيم شود . تا قدرت كار آن فرد ديگرى با نداشتن امكانات تعطيل نشود و پول اين هم كنز نشود و يا در راههاى فاسد صرف نشود ، و دست آخر هم كمك به اقتصاد كشور بشود . و اين مىشود « مضاربه » از « ضرب فى الأرض - حركت در زمين » . عامل به راه مىافتد و مقدّمات كارش را صاحب پول ايجاد مىكند . و يا زمين و بذر تهيّه كند ( مزارعه ) و در اختيار فرد ديگرى كه قدرت و وقت كار دارد قرار دهد تا كار كند و بهرهء كارشان را به نسبت قرار داد شده تقسيم كنند ( و اينكه مىگوئيم كارشان زيرا صاحب پول هم كه زمين و بذر تهيّه كرده آن هم با كار فراهم شده است ، چه فرق مىكند ؟ او كار متبلور دارد و كارگر كار متجلّى و تدريجى ) . يا درخت كارى كنند درخت از او و كار از اين .