تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
براى خود ببينند تا تشويق به كار شوند ، و به علاوه بايد نتيجهء كار هر كسى به خودش برسد كه طبق قانون طبيعى بستگى معلول به علّت مىباشد ، و در اين صورت تفاوت در آمد پيدا مىشود و بعضى افراد درآمد بيشتر از نياز پيدا مىكنند . اين درآمد بيشتر را چه كند ؟ در راه عياّشى خرج كند ؟ ، يا زير خاك پنهان كند ؟ . يا مجبورش كنيم كه به ديگران ببخشد ؟ يا براى خودش در بانكها ذخيره كند ، ولى هيچ گاه نگيرد ؟ . راه چهارم معنايش همان سلب مالكّيت است و همچون ر اه سوّم موجب سستى در كار و غلبهء روح يأس مىشود و خمودى مىآورد ، راه دوّم نيز دست كمى از دو راه مزبور ندارد ، گر چه قدرى بهتر است چون ممكن است فكر كند براى فرزندانم مىماند و شايد در آن دوره مسير عوض بشود و از اين ستون تا آن ستون فرج است . راه اوّل اگر فقط تفريحات سالم باشد بى ضرر است ، ولى همان تفريحات سالم هم بيش از مقدار لازمش اتلاف بى مورد پول است و اگر عياّشىهاى غير سالم باشد كه همه‌اش اتلاف پول و نيروى انسانى و ضربه به نيروىهاى يك كشور است و ضربهء بزرگى به توليدات كشور مىباشد .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 310 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي