يا مهمّترين عامل ساخته شدن افراد خودساختگى شخص رهبر است .
ولى مگر همواره پيامبر ( ص ) و على ( ع ) مصدر كارند ؟ وقتى هم عمر مصدر كار است كه تخم اختلاف حقوق بيت المال را مىكارد ( و اقلًّا براى زنان پيامبر ( ص ) هم كه باشد برترى حقوق قائل مىشود ) تدريجاً عثمان به وجود مىآيد كه اختلاف را به اوج مىرساند و خودش روش امپراطورى پيش مىگيرد و تدريجاً انحراف اوج مىگيرد كه حتّى فلان رهبر كمونيست معاصر و دم زن از حقوق مردم ، كلكسيون ماشينى تهيّه مىكند . ديگر كجا مىتوان گفت : مردم همه ساخته شدهاند و با ميل خود كار زياد مىكنند حقوق مقابل كار اضافى را طلب نمىكنند ؟ !
اينها كه هيچ . . . حتّى اسلام هم كه براى كار اجر و ثواب اخروى ، مقرّر مىدارد و كارمند و كارگر را بدين جهت كه كارشان در معرض ديد خدا و پيامبر ( ص ) و مؤمنين وارسته است تشويق به كار مىكند به اين اجرا اخروى قناعت نمىكند و دنيا را با دنيا و آخرت مىآرايد نه فقط به اميد ثواب آخرت ، و حتّى براى مبارزين در جنگها حقوق مادى قائل مىشود علاوه بر عنوان شهادت ( اگر كشته شوند ) .
خلاصه اينكه قدرت كار در افراد متفاوت است ، بايد از همهء قدرت افراد استفاده نمود . و بهترين راه اين است كه آنها محصول كار خود را
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٠٩