خداوند انفاق كنند . و همين طور اگر براى دفاع ياجهاد لازم اسلامى احتياج مبرمى به پول بود .
از طرف ديگر اسلام اساساً با مالكّيت خصوصى به صورت وسيع روز مخالف است ، و ليكن براى جلوگيرى آن و پخش ثروت متوسّل به زور و قانون تحميلى نمىشود ، بلكه به رعايت جهات روانى مردم كه در كار و استفاده از حدّ اعلاى نيروى خود سست نشوند ، فقط به جهات تبليغى متوسّل مىشود و در اين راه درآن زمان موفّق هم شده است ، و ما يقين داريم اكنون هم اگر يك حكومت اسلامى سر كار بيايد مىتواند عيناً همانطور عمل كند ، اسلام دين فطرت استو در هر زمان امكان پياده شدن دارد ، البته به شرط استقامت ، استقامت ، تا مزاج انحرافى جامعه ، معتدل گردد .
منظور از تبليغ نه فقط دستورات اخلاقى محض مىباشد تا ديگران انتقاد كنند كه ضامن اجرا ندارد ، بلكه سرمايه و سرمايهدار را تحقير مىكند و تحقير اجتماعى بزرگترين مجازات اجتماعى است روش خود رهبر نيز بزرگترين ضربه را به جمع مال و ارزش سرمايه و مالكّيت خصوصى وارد مىكند و با همان روش همگان را مجبور مىسازد كه اموال خود را تحويل اجتماع دهند .
رواياتى كه پيش از اين خوانديم ارزش ايمان افراد را در هر شرايطى به نوعى ، مساوات با فقرا مىدانست كه حتّى افراد تنگدست بتوانند دست در جيب ثروتمندان نموده و بدون كوچكترين ناراحتى
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٥٦