تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
از هيچ طرف هر چه بخواهد بردارد . ولى در روايات مربوط به آيهء « كنز » اشاراتى مربوط به دوران سرپا بودن حكومت اسلامى امام زمان ( ع ) خوانديم ، كه استفاده مىشد وجوب انفاق مازاد از ضرورّيات مخصوص به دوران حكومت اسلامى مىباشد . به هر حال اين مطلب ، به فرض مخصوص دوران سر پا بودن حكومت اسلام باشد ، نقصى بر اين مكتب نيست تجلّى هر مكتبى تنها در دورهء سر پا بودن حكومت مربوط به آن مكتب است مگر ماركس مىتوانست پيش از انقلاب اجتماعى زمان لنين مالكّيت خصوصى را لغو كند ؟ . اهمّت مكتب در نشان دادن « تز » اوست ما خود تز اسلام را بررسى كنيم ببينيم آيا بهترين تزها هست يا نه ؟ و امّا اينكه در دورانى كه بى رهبر باشد و بى سرپرست چه خواهد شد ؟ اين نقصى بر مكتب نيست و شايد اساساً اسلام نمىخواهد در شرايطى كه قدرت واقعى اجتماع به دست مذهب نيست ، مسلمانها را وادار به از دست دادن ثروت كند ، چون در آن شرايط مسئلهء قدرت مذهب است كه اگر قدرت اقتصادى از دست متدّينين بيرون برود ، در حقيقت يك پشتوانه از مذهب كم شده است چنان كه اساساً گرفتن اموال مردم موجب از كف رفتن