تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
قدرت مردم است كه ديگر نمىتوانند در برابر دولتها حرف خود را بزنند ، اين است كه مىبينيد در كشورهاى بلوك كمونيسم اعتراضهاى عمومى به چشم نمىخورد و اساساً اعتراض بسيار كم است و همه تسليمند . آخر شما مىگوئيد : حتّى در سليقه هم همه مثل هم اند و همگان ، همهء كارهاى دولت‌هايشان را مىپسندند ؟ ! پس استبداد فكرى و استعمار انديشه است . . . يا اينكه مخالف بسيار است ولى قدرت حرف زدن ندارند و احياناً اگر كسى فريادى بكشد بايد از همه چيز خود بگذرد ، و كسى هم به دنبالش نرود ، زيرا همهء نان و آبشان به دست حزب مىباشد . اسلام در طرد مالكّيت خصوصى به مراتب موفّق‌تر از ماركسيسم بوده است در مكتب سوسياليسم بايد طرح تازه‌اى براى پخش ثروتهاى احتمالى جمع شده از تفاوت حقوق‌ها ، ريخت . ولى اسلام سلمان مىپرورد كه در همان دوران فرمانروائيش تنها يك شمشير و يك قرآن و يك كاسه و قاشق دارد . و اباذر را مىپرورد كه به قول خودش : هر چه دارد به « كندو » ذخيرهء قبرش مىفرستد و در راه خدا به اجتماع مىدهد و مالك اشتر مىپرورد كه در همان دوران وزارت جنگش يك پيراهن مندرس به تن دارد كه قصاّب شهر كوفه او را ژنده‌پوش معمولى تصوّر مىكند و
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 258 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي