البته توجّه داريم كه حاكم در حكومت اسلامى حتماً عادل و حتّى اعدل مىباشد و امكان اعمال نظرات شخصى نيست .
خصوصاً اينكه حتماً بايد به مشورت كار كند و عمل به شورى يكى از وظائف حاكم مىباشد .
و بنا به آنچه گذشت اسلام ابتدا آزادى عمل مىدهد و جز در موارد ضرورت معاملات را انحصارى دولتى و يا كنترل نمىكند ، استفاده از اراضى را در قانون براى همه آزاد مىگذارد ، تا مشكلات قانونى براى تجّار و كشاورزان نباشد . هر كسى كه زمينى را آباد نمود مالك مىشود ، هر كه باشد ، مگر اينكه ديگران در « ضرار » و سختى انحصار او قرار گيرند .
كار و كسب
آنگاه مردم را به انواع كسب و كار تشويق مىكند و از نظر قانون محصول كارشان را نيز به خودشان اختصاص مىدهد ، تا بدون كوچكترين ناراحتى و احتمال استثمار فعاّلانه بكوشند .
امام صادق عليه السلام معلّى بن خنيس را ديد كه دير به بازارت مىرود به او فرمود صبح زود به دنبال كسب و كارت كه مايهء عزّت تست برو . « 1 »
هامش
( 1 ) - 1 / 2 مقدّمات تجارت وسائل ج 12 .