پرش به محتوای اصلی

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحه 205

پدیدآورندگان:

ص۲۰۵
كاركن كه صلاح آنها و صلاح ديگران است . مردم همه سهم‌داران خراج مىباشند . حتما نظرت به آبادانى زمين بيش از گرفتن خراج باشد . خراج جز با آبادى زمين امكان ندارد . كسى كه خراج مىطلبد ولى زمين را آباد نمىكند ، شهرها را خراب كرده و مردم را نابود ساخته است و جز اندك زمانى كارش دوام نخواهد آورد . اگر خراج دهندگان در سنگينى ماليات يا از آفت محصول يا قطع كمبود آب و نيامدن باران و يا دگرگونى زمين به وسيلهء سيل يا خشكسالى شكايت داشتند ، به آنها تخفيف بده تا كارشان رو به راه و اصلاح شود « 1 » و بدان كه اين تخفيف موجب آبادى شهرها و رونق حكومت خواهد بود . . تنها مملكت آباد ، مىتواند بار حكومت را تحمّل كند . « 2 » زمينهاى بائر ، ملك هيچ كسى نمىشود مگر آنكه آن را آباد كند حصار نمودن زمين و يا ثبت دادن آن ( اگر ثبت را تحجير حساب كنيم
پاورقی
( 1 ) - همانطور كه شارح قزوينى مىگويد ، اين جمله مىرساند كه منظور از اين‌خراج زكات نيست كه از محصول گرفته مىشود ، بلكه ماليات ديگرى است كه به مصلحت اجتماع از زمينهائى كه در اختيار مردم قرار داده شده است گرفته مىشود مگر اينكه بگوئيم مقدار زكات هم با تصميم حاكم تغيير مىيابد . در اين باره بعداً صحبت مىكنيم . ( 2 ) - از عهدنامهء مالك اشتر .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحه 205 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي