تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
حمل كنند ، مردمش به او گفتند اين قدر خوشحالى مكن كه خداوند خوشحالى كنندگان - عيّاشان - را دوست ندارد . در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را به طلب و بهره دنيا را نير فراموش مكن ، همانطور كه خدا به تو احسان نموده تو نيز نيكى بنما و به دنبال فساد در مملكت نگرد ، كه خداوند فساد كنندگان را دوست ندارد . او گفت اين ثروت را به علم و دانائى خودم به دست آورده‌ام ( خودم مستقلّ و به خداوند هم كارى ندارم ) . آيا او ندانست كه خداوند در قرنهاى پيش از او افرادى را هلاك نموده كه ثروتشان بيش از او و نيرويشان از او محكم‌تر بوده است . ؟ با همهء زينت و زيورش بيرون آمده در برابر مردمش ظاهر گشت ، آنها كه به دنبال زندگى دنيا بودند گفتند : كاش ما هم مانند چيزهاى قارون داشتيم ، او بهره‌اى بزرگ دارد ، آنها كه دانش داده شده بودند گفتند : واى بر شما ثواب خداوند براى آنها كه ايمان آوردند و عمل خوب كنند بهتر است و به آن ثوابها تنها صبر كنندگان خواهند رسيد . او و سرايش را خسف نموده به زير زمين برديم و او هيچ گروهى در برابر خداوند نداشت كه او را يارى كنند و خودش هم نتوانست كارى بكند . 1 - قارون در اثر ثروت بسيار طغيان‌گر شده بود و به عيش و طرب گرائيده بود . « فرح » تنها خوشحال بودن باطنى نيست بلكه منظور