و مكتب ابراهيمى جدّشان كاملًا قطع نشده بود و حوادث زمان فرعون نيز تدريجاً به افكار انقلابى دعوتشان نموده بود .
4 -
يستضعف :
استضعاف كه به معناى ناتوان ساختن است شامل كليّهء راههاى استعمار به معناى اعم مىشود افكار را مىخريد نيروى اقتصادىشان را مىبرد ، انواع ستم دربارهء آنها روا مىداشت و همين فشارها ، بنى اسرائيل را آمادهء انقلاب ساخت .
5 - پسران را مىكشت تا نيروى فعاّلهء اجتماعى آنها را خنثى سازد و يا پسرى نباشد تا « موسى » شود كه شبح هولناك موسى نامى ، پشت فرعون را مىلرزاند و دختران را زنده مىداشت تا فساد و فحشاء را در ميان بنى اسرائيل رواج دهد : « انّه كان من المفسدين . »
و به علاوه چون دختر بالأخره جزو خاندان ديگرى قرار مىگيرد ، اساساً پس از مدّتى بنى اسرائيل مضمحّل مىشدند و اين مهمترين راه استعمار است كه گاهى بر ملل ضعيف تحميل مىشود .
6 - مستضعفين امام مىشوند و رهبر اجتماع ( و نجعلهم ائمّه ) ، زيرا آنها از دل جامعه و تودهء مردم برخاستهاند ، زجرها ديده صدماتى بزرگ متحمّل شدهاند و به نشيب و فرازهاى جهان آگاهى يافتهاند و اينها بايد رهبر شوند ، نه آنها كه تخلى روزگار نديده و به همين جهت آبديده نشده و درد فقر را نمىدانند رهبران اسلام موظّفند كه همچون ضعفا باشند تا درد را بفهمند بنا به حديث : خداوند هر پيامبرى را