افسردگى و زهد گريز و قهر مىشود و يا تسليم و بى شخصيتّى و رضايت به پستى و ذلّت مىآورد .
نمىگويم وضع زندگىشان طورى خوب شود كه حالت رضايت پيدا كنند و در فكر تكامل نباشند و اساساً نمىشود حالت رضايت كامل در اجتماع پيدا شود ، ولى مىگويم نبايد عدّهاى از گرسنگى بميرند و متمكّنين به آنها چيزى ندهند ، با اين اميد كه ديگرانى كه بعداً مىآيند گرسنه نمانند .
به نظر مىرسد توجّه امام صادق عليه السلام هم در حديث مزبور تنها روى عنوان جهاد بوده است ، يعنى چون اكنون براى جهاد عليه كفر و فساد ، احتياجى به پول نداريم شما آزاديد ، ولى در زمان امام قائم عليه السّلام كه جهاد عمومى ما عليه هر گونه انحراف آغاز مىشود ، بايد همهء اموال را مردم بياورند . و منظور از طرح مطالب اين بوده است كه دست به دست و نسل به نسل منتقل شده ، به دست نسل آن زمان برسد ، تا نگويند ما از چنين قانونى بى خبر هستيم و بنابراين روايت مزبور از جمله ادلّهاى است كه جهاد فاتحانه و كشورگشائى رادر اين زمانها تجويز ننموده است ، چنان كه دادهاى بين المللى زمان ما هم بر پايهء حفظ حقوق كشورها گذارده شده و دخالت در امور كشورهاى ديگر را منع مىكنند ، در فقه ما به حرمت جهاد فاتحانه قبل از ظهور امام
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٣١