مؤلّف سراج المنير نقل كردهاند كه ما براى سند آنها از نظر فقهى اعتبارى قائل نيستيم .
از محدّثين شيعه ، شيخ طوسى ره ، در كتاب امالى خويش اين حديث را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده ليكن سند درستى ندارد . در سند شيخ ، « ابوالفضل » ذكر شده كه همان محمّد بن عبداللّه شيبانى است و هيچ گونه توثيقى دربارهء آن وارد نشده است .
مرحوم طبرسى هم بدون سند و فقط به طور « ارسال » از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند و اعتبارى ندارد .
شگفت اينكه مرحوم « طريحى » در كتاب لغت خويش مىگويد :
كنز يعنى مالى كه زكاتش داده نشده باشد هر چند روى زمين باشد . « 1 »
با اينكه كتاب ايشان در تشخيص معانى لغوى است و اين معنى در هيچ لغتى نيامده است مگر اينكه بخواهد معناى شرعى آن را ذكر كند و بگويد منظور از « كنز حرام » مالى است كه زكاتش داده نشده باشد . « 2 » و آن هم دليلى ندارد .
هامش
( 1 ) - مجمع البحرين لغت « كنز » .
( 2 ) - و شايد وضع كتاب « مجمع البحرين » و نيز كتاب لغت « نهايه تأليف ابناثير به همين منظور است و حديث را از لغت نمىگيرد بلكه لغت حديث را با قرائن حديث معنى مىكند مفردات راغب اصفهانى نير تا حدودى همين خاصيّت را دارد .