باشد .
2 - لازم به تذكّر نيست كه ذكر طلا و نقره به عنوان پول رايج آن زمان و به اعتبار پشتوانهء پول رايج در بسيارى عصرهاى ديگر بوده است ، و منظور هر گونه پول رايج است كه وسيله مبادلات و رابطهء معاملاتى مردم مىباشد . هر چند اسكناس بوده و حتّى اگر به فرض پشتوانهء طلا و نقره هم نداشته و فقط به اعتبار اقتصاد عمومى كشور رايج يافته باشد البته معمولًا پشتوانهء اسكناس بايد فلزات گرانقدرى باشد كه قابل انتقال باشد و مثلًا معادن نمىتوانند پشتوانه قرار گيرند .
چنان كه آيه شامل شمش طلا و نقره كه سكّه ندارند نيز مىشود .
3 - از جمله : « لا ينفقونها فى سبيل اللّه » / در راه خدا انفاق نمىكنند ، استفاده مىشود كه آيه مربوط به جائى است كه يك راه الهى خالى و تأمين نشده ، موجود است كه احتياج به پول دارد و از شدّت عذاب مذكور در آخر آيه پيداست كه راهى بس مهم و مؤثّر در پيشبرد اسلام است كه تأمين نكردن آن ضربه بر اسلام يا اجتماع مسلمانان مىباشد .
همچون مواقعى كه مبارزات اسلامى احتياج به مخارج زيادى داشته باشد و يا فشار فقر بر اكثريّت مردم و اختلاف طبقاتى فاحش طورى است كه اجتماع اسلامى را به سقوط اقتصادى و اخلاقى و يا اعتقادى مىكشاند . انفاقات مستحب همچون مواردى كه اجتماع چندان
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٧