نقل مىكند . « 1 »
نظريهء دوم :
2 - گفتهاند ابوذر شخص عجولى بود و به همين جهت بدون دقّت در كلام فوراً قاطعانه نظريهاى مىداد و دنبال همان را مىگرفت .
طبرانى از شداّد بن اوس نقل مىكند : پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى اوّل روز نهى مىفرمود و آخر روز ترخيص مىداد كه معلوم مىشد نهى اوّل به منظور حرمت نبوده ، جنبهء كراهت داشته است ، ولى ابوذر همين كه صبح نهى پيامبر ( ص ) را مىشنيد ، به اطراف مدينه مىشتافت و صبر نمىكرد تا رخصت بعدى را بشنود .
ولى اين حرف شدّاد به فرض صحيح باشد - كه حتماً مغرضانه گفته شده است . - به مطلب مورد بحث ما ارتباطى ندارد زيرا اينجا كه نهى اوّل و رخصت بعدى در كار نيست .
اينجا فقط آيهء قرآن است كه به طور صريح تهديد به عذاب مىكند و نهى از جمع مال مىنمايد و به علاوه مىگويد : مطلبى را كه مىگويم از دوستم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدهام كه همان مضمون آيهء قرآن است .
نظريهء سوم :
3 - گفتهاند : ابوذر تحريك شده بود و پشت پرده دست ديگرى در كار بوده است ، كه ابوذر را عليه عثمان بشوراند و از اين اختلاف
هامش
( 1 ) - به نقل بحار ج 22 ص 384 .