معروف ، واجب است هنگام دور كردن و يا چيدن غلّات مقدارى به فقرا بدهند ، و اين غير از قانون زكات است . « 1 » از آيهء كنز سخنى به ميان نمىآورد . و توجّه او در مسئلهء وجوب انفاق هنگام درو اصلًا به جنبهء عمومى سرمايه كه در آيه « كنز » عنوان شده نمىباشد . نظر او به برخى روايات و آيات ديگر است كه در خصوص هنگام درو كردن محصول وارد شده است .
و به هر حال در اين ميان فرياد ابوذر خاموش شده و نداى او به گوش نمىرسد . داستان ابوذر و عثمان تنها به همان جنبهء تاريخى و تحليل روانى سلحشورى او در كتابهاى تاريخى مانده و به كتابهاى حقوقى سرايتى نكرده است ، و البته اين مايهء تأسّف است .
به احتمال قوّى جهت بحث نشدن از آيهء مزبور در كتابهاى فقهى اين بوده كه به نظر آيهء « كنز » و حرمت جمع مال در موارد استثنايى بوده به اصطلاح عنوان ثانوى دارد و بنابراين در متن قوانين حقوقى اسلامى ذكر نمىشود .
صاحب جواهر مىگويد : ظاهراً غير از خمس و زكات چيز ديگرى
هامش
( 1 ) - غير از زكات واجب حقّ ديگرى هم در مال واجب است كه در روز دروكردن بايد به فقرا مشت مشت بدهند . . دليل ما بر اين حكم اجماع فقهاء شيعه و احاديث و آيهء قرآن است كه مىفرمايد و آتوا حقّه يوم حصادة كتاب الزّكاة خلاف ج 1 ص 112 تهران . صاحب جواهر در برابر شيخ طوسى ادعاى اتّفاق او را نوعى اشتباه دانسته و معتقد است دليل درستى بر وجوب انفاق هنگام درو نداريم .