علم و آگاهى غيبى سامان مىيابد و چنانچه بگوييم اين رفتار عجيب از تراوشات فكرى حيوانات است و يا در زمرهء آثارى قرار مىگيرد كه به توارث از رفتار دائمى والدين در شيارهاى مغزى فرزندان باقى مانده است ، بازهم دست خداوندى كه همه آگاهىها از اوست ، نمايان است و بر خلاف همه آنچه كه دانشمندان بزرگ شرق و غرب دربارهء هدايت غريزى حيوانات گفتهاند ، به نظر مىرسد كه در جهان طبيعت ، تدبير خداوند از راه علل و اسباب انجام مىگيرد .
طبق قواعد فلسفه الهى ، فيض خداوندگار از رهگذر وسائط فيض به باطن و نهان جهان و از آن به ظاهر و آشكار جهان فرو مىريزد و بنابراين ، همه كارهاى انتخابى ، از راه واسطههاى مادى و غير مادى سامان مىگيرد .
به اين ترتيب ، دستگاه ادراكى حيوانات با عامل طبيعى ديگرى در شمار عوامل طبيعى اين كارهاى شگفتانگيز قرار مىگيرد ، ولى همه اين عوامل طبيعى وسيلهاى بيش نيستند ؛ وسايلى كه جملگى معلول ذات احدىاند .
همهء اين عوامل ، معلولند و معلول ، بىعلت نتواند بود و على عليه السّلام بر آن است كه معلوليت مخلوق ، بدون عليّت حضرت حق « جلّ و علا » امكان نمىپذيرد :
« الحمد للّه الدّالّ على وجوده بخلقه ؛
سپاس و ستايش خداى را كه « آفريدگانش » راهنماى وجود اويند » « 1 » .
بههرحال هدايت غريزى حيوانات ، موضوعى ويژه و عنوانى خاص
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 152 .