نظريه منكران فطرت : « شرك » نخستين مسلك انسان
منكران فطرت مىگويند كه قديمىترين آثار باستانى به دست آمده ، نشان دهندهء مسلك شرك است . تمثالها و مجسمههايى كه به عنوان معبود مورد توجّه مردم بوده است ، همه حكايت از شرك مىكند ؛ حكايت از پرستش انسان يا ستاره و يا حيوان و . . . اگر پرستش خداى غير مادّى و حكيم و قادر مطلق ، فطرى انسانها بود ، چنين چيزى رخ نمىداد . تمامى اينگونه نشانهها و آثار برگفتهء مادّيين مهر تأييد مىزند كه بشر دورانهاى گوناگونى را سپرى كرده ؛ دورانهاى جهل و خرافات ، مذهب و علم يا جهل و فلسفه و علم .
انسان ، در دوران جهل ، پديدهها و حوادث پيشاروى خويش را بر حسب عقل سادهء خود داراى علّت قلمداد مىكرد و چون علل طبيعى آن را نمىدانست ، دست به دامان علل غيبى و خدايان ماورايى مىشد و براى هر كدام از : زلزله ، خشكى ، قحطى ، باران ، مرگ و حيات و . . . ، خدايان متعدّد قائل مىشد . سپس مذهب و فلسفه باهم تعدّد آلهه را از ميان برداشت و خداى يگانه را به جاى خدايان نهاد . در آخر ، وقتى علم قدم به ميان نهاد ، علل هر يك از پديدهها كشف شد و نقش خدايان و خداى يگانه از ميان رفت .
ردّ نظريهء منكران فطرت
ولى شما خود در كلمات پيشوايان ، مذهب دقّت كنيد ! هيچ موردى پيدا