و تكامل خلق ، خداست » . بنابراين ، منظور از « مرجعيّت خدا » براى همگان ، « مقصديّت » او براى حركت همه است ، هرچند همگى به او نرسند « 1 » . شايد هم رجوع به تجلّيگاه بزرگ خداوند ، يعنى محشر و دادگاه مجازات الهى ، منظور بوده كه در اين صورت همگان بدون هيچ استثنايى به آن بازمىگردند « 2 » . به هر حال لقاى خداوند و رجوع به او احتمالا همان معنايى را كه در نهج البلاغه و حديث قدسى يافتيم دربر دارد ، يعنى خداوند ، غايت حركت همه موجودات است : « اليه تنتهى الغايات » .
« خلافت خداوند » يعنى پيوسستن به وجود برتر
در برخى از آيات قرآن ، « خليفه شدن » هدف آفرينش انسان دانسته شده است : « و اذ قال ربّك للملائكة انّى جاعل فى الارض خليفة « 3 » ؛ آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان فرمود : من در زمين جانشينى مىگذارم » و دربارهء جناب داود پيامبر كه به مقام خليفة اللهى دست يافت ، چنين مىفرمايد :
« يا داود ! انّا جعلناك خليفة فى الارض فاحكم بين الناس بالحقّ « 4 » ؛ اى داود ! ما ترا در زمين جانشين كرديم ، پس ميان مردم به حق حكومت كن » .
هامش
( 1 ) . ر . ك : رساله لقاء اللّه ، مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى .
( 2 ) . هرچند طبق روايات ، برخى افراد از حساب بركنارند و بىدرنگ از محشر به سوى بهشت يا جهنم رهسپار مىشوند ، ولى به هر حال به تجليگاه الهى بازمىگردند .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيه 30 .
( 4 ) . سوره ص ، آيه 26 .