مىگيريم . » گفتهاند : مراد از « ارض » در اين جا بهشت است ، و خدا داناست .
«
فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ
- عمل كنندگان را چه مزد نيكويى است . » اين پايان حكمت آموز آيه حقيقتى بسيار مهمّ را تأكيد مىكند ، و آن اين كه گرچه پرهيزگارى و تقوى / 544 زره انسان و دژ اوست كه از عذاب در امانش مىدارد ، ولى به تنهايى بدون كردار ، كه همواره جزء اساسى آن است ، كافى نيست .
زره به تنهايى براى رزمندهاى كه به ميان معركهء نبرد مىرود كافى نيست ، بلكه ناگزير است سلاحى را براى حمله و دفاع به كار برد ، همچنين است در مورد مؤمن ، او با تقوى از ارتكاب گناهان بزرگ خود را پناه مىدهد ، ولى از سوى ديگر براى آن كه خود را به بهشت نزديك كند و آيندهء ابدى خويش را بسازد از عمل بىنياز نيست .
از آن جا كه بهشت به دست نمىآيد مگر با كردار نيك پس از تقوى ، و از آن جا كه عمر انسان كوتاه و محدود است پس ناچار است به پرهيزگارى و كردار خود بيفزايد ، و به اندازهء امكان از فرصت عمر كوتاه خود ، در راه خشنودى خدا و خريدارى بهشت ، بهره جويد ، و اين بدان صورت است كه آن را هدفى فراروى خود قرار دهد و تمام كوششهايش را صرف رسيدن به آن كند .
از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل شده است كه گفت : عربى نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد و گفت : اى پيامبر خدا ، آيا بهشت را بهايى است ؟
گفت : « آرى » .
گفت : بهاى آن چيست ؟
گفت : « لا إله إلّا اللّهى كه بندهء صالح و مخلص به آن گويد » .
گفت : اخلاص آن چيست ؟
گفت : « كردار بدانچه من در حق آن مبعوث شدهام » . « 100 »
هامش
( 100 ) - امالى ابن الشيخ الطوسى ، ص 21 .