شرك آميزش بدين سان دورى گزيدند كه از هر سخنى پيروى نمىكنند بلكه به دنبال بهترين سخن مىروند .
ولى اين چگونه صورت مىپذيرد ؟
نخست : اين كه بندگان خدا با توجّه و دلبستن خود به سخنى كه فكرى را تعبير مىكند رفتار مىكنند ، آن را نمىشنوند بلكه بدان گوش فرا مىدهند ، و فرق ميان شنيدن و گوش فرا دادن بسيار است ، در شنيدن اهتمام و كوششى به كار نمىرود و به عكس در شنودن يا گوش فرا دادن اهتمام وجود دارد ، و در حديث چنين آمده است كه :
« سنجندگان سخن باشيد » .
/ 459 دوم : آنان تعقّل و انديشيدن را به كار مىبرند تا بهترين گفته را بشناسند ، و بدان وسيله ميان پست و خوب و نيكو و نيكوتر تميز مىدهند ، و به شناختن سخن نيكو نيز بسنده نمىكنند بلكه براى شناخت سخن نيكوتر بر وفق ارزشهاى خرد و وحى مىكوشند ، زيرا بهترين سخن همان است كه بر حسب هدايت عقل براى دنياشان شايستهتر است و بر حسب هدايت وحى براى آخرتشان .
سوّم : هنگامى كه بهترين سخن را شناختند از آن پيروى مىكنند ، و علم را براى علم نمىجويند بلكه آن را براى عمل مىخواهند و مىطلبند ، و علم را براى آن كه آن را به ديگران منتقل كنند نمىآموزند بلكه براى آن مىآموزند كه نخست خود بدان عمل كنند .
«
أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
- ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند . » ايشان دو حجّتاند در يك حجّت ، حجّت وحى و حجّت عقل ، و هر دو دو تجلى نور خدايند ، كه خدا به تقدير در ضمير هر انسانى به وديعه نهاده است ، و آن را با درخشندگى از طريق رسالتهاى خود فرستاده است ، و اين نور در ضمير ايشان از آن رو جلوهگر شده است كه از بهترين سخن پيروى كردهاند . و همچنين هدايت خدا بر دل هر كس كه به جانب او بدود و بكوشد و از او پيروى كند نازل مىشود ،