جدال پردازند .
از خلال داستانهاى پيامبران و ارزيابى ايشان ، و بيان حكومتهايى عادلانه كه ايشان در زمين بر پا كردند ، و مخصوصا گفتهء خداى عزّ و جلّ به داود ( ع ) كه : «
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
- اى داود ! ما تو را خليفهء روى زمين گردانيديم » ، « 1 » و از خلال بيان هلاك شيطان به سبب سرپيچى او از سجود به آدم ( ع ) - از خلال تمام اينها - در مىيابيم كه مراد اين سوره بيان دروغين بودن و پوشالى بودن سلطههاى مبتنى بر پايههاى زور و زر ، و ديگر ارزشهاى مادى ، و ضرورت برپاداشتن حكومت عدل الهى مبتنى بر پايههاى فرمان / 311 خدا و جانشينى اوست ، و اين كه اساس ولايتهاى باطل بزرگى طلبى و جدايى است ، در حالى كه اساس ولايت ربّانى حق است .
هامش
( 1 ) - همين سورهء ص ، 26 .