تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شبيه‌ترين امور به حقيقت است ، و از داستان پيامبر موسى ( ع ) براى ما روشن مىشود كه به نظر مردم چنان مىرسيد كه ريسمانهايى كه جادوگران افكنده بودند به راستى مىجنبند و مىخزند ، جز اين كه فرق ميان جادو و حقيقت اين است كه جادو را واقعيّتى نيست ، در حالى كه حقيقت همانا واقعيّتى است ثابت و استوار . / 205 [ 16 ] شبههء دوم اين است كه مىگويند : چگونه خدا انسان را پس از آن كه اندامهايش خاك و از هم پراكنده مىشود ، برمىانگيزد ؟ ! زيرا آنها زندگيى مىخواهند كه مسئوليّت و بازخواستى در آن نباشد ، و اين اعتقاد همراه پرستش آنها نسبت به جنّ و ديگر شريكان برساخته‌اى كه آنها را مىپرستند ، مسئوليّت و بازخواست را با شفاعت از آنها برمىدارد . «
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
- آيا وقتى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم ما را زنده مىكنند ( و برمىانگيزند ) ؟ » [ 17 ] آن گاه ريشخند و تمسخر را مىافزايند : «
أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ
- و آيا نياكان ما را هم ؟ ! كه در خاك متلاشى ( و پودر ) شده‌اند ؟ ! » [ 18 ] آن گاه خدا بر زبان پيامبر خود ( ص ) به آنها پاسخ مىدهد ، زيرا براى خوار كردن و كوچك ساختن آنها از گفتگوى مستقيم با آنها بسى فراتر مىرود ، و بدين سان است كه در قرآن و هيچ آيه‌اى از آن نمىبينيم كه خدا مستقيما مشركان و كافران را در زمينهء دنيا مخاطب ساخته باشد . «
قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ
- بگو : بلى ، و شما خوار و بيچاره مىشويد . » يعنى وقتى زندگى دنيا ، و به دنبال آن آزادى انسان پايان يابد و چيزى جز كردار و حساب باقى نماند ، آن جا كه مسئوليّت ، كه هيچ گريزى از آن نيست به شكل تامّ و تمام جلوه‌گر مىشود ، شما به سجده بر خاك مىافتيد و كاملا به ارادهء الهى تسليم مىشويد و گردن مىنهيد .