بهرهاى نمىگيرند و بر تغافل نسبت به حقيقت و بىخبرى از آن تعمّد مىورزند .
/ 204 «
وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ
- و چون به آنها يادآورى شود ، به ياد نمىآورند . » و يادآورى برانگيختن و بيدار كردن دانستههاى انسان در خاطره و ذهن اوست و دلالت بر آن دارد كه عقل انسان ، اگر صاحب خرد آن را بكاود و برانگيزد ، محتوى حقايقى بسيار است .
[ 14 ] امّا آنان نه فقط به خاطره و ذهن خود كه به بيدارى و يادآورى خوانده شده مراجعه نمىكنند ، بلكه از همراهى و پيوستگى به حق با وجود ظهور نشانهها و شواهد بر آن خوددارى مىورزند ، و فراتر از اين جسارت نسبت به خداست كه مردم را براى مسخره كردن حق برمىانگيزند و فرا مىخوانند .
«
وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ
- و چون آيهاى ببينند از يكديگر مىخواهند كه مسخرهاش كنند . » در اين آيات به سه مرحلهاى اشاره شده كه اين گروه در مردود شمردن حق مىپيمايند : نخست : مسخره كردن حق به محض ديدن آن ، و دوم : سخت دلى ، كه همان نتيجهء مسخره كردن به هنگامى است كه پردهها و حجابهاى متراكم بر دل افكنده شده ، و صاحبش نمىتواند به هماهنگى با يادآورى بپردازد و حقّ خارجى را با سرشت بشريّت و عقل مطابقت دهد ، و سوّم : جنگيدن با حق و كوشش براى بازگرداندن مردم از آن .
[ 15 ] اين گروه براى آن كه كفر و انكار خود را نسبت به حقيقت توجيه كنند و مردم را از راه حق به گمراهه بكشانند به برانگيختن شبههها در پيرامون حقايق مىپردازند ، و نخستين شبههاى كه از خلال آن به تكاپو مىافتند به شك انداختن مردم در اصل رسالت است .
«
وَ قالُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
- و مىگويند اين چيزى جز جادويى آشكار نيست . » تشبيه به جادو را از آن رو برگزيدند كه جادو به ظاهر نزديكترين و