خدا به فرشتگانى سوگند مىخورد كه در انتظار فرمان و وحى او صف بستهاند ، آن گاه براى اجراى فرمان پروردگار فرود مىآيند ، / 198 و دشواريها را در راه خود ، همچون طبقات موجود ميان زمين و آسمان ، و شيطانهايى را كه مىكوشند استراق سمع كنند ، يا حجابهاى خدا را از انبيا و پيامبرانش دور مىسازند .
«
فَالزَّاجِراتِ زَجْراً
- سوگند به آن فرشتگان كه ( موانع و دشواريها و معارضان را ) دور مىرانند . » و يكى از صفات آنها تلاوت وحى بر انبياء است . تلاوت از « تتالى » يعنى از پياپى بودن مىآيد و دلالت بر آن دارد كه وحى خدا يكباره برايشان نازل نمىشود ، بلكه به صورت جدا ، جدا و پى در پى نازل مىشود و حكمت تغيير آن را ايجاب مىكند .
«
فَالتَّالِياتِ ذِكْراً
- سوگند به آن فرشتگان كه ذكر خدا را تلاوت مىكنند ( و فرو مىخوانند ) . » [ 4 ] پس در اين صورت فرشتگان خدايانى سواى اللَّه نيستند ، بلكه آنها فقط تسليم شده به فرمان خدا ، و حاملان وحى او براى آفريدگاناند ، بنا بر اين پرستيدن آنها درست نيست ، و ما بر كنار از نقش فرشتگان كه چيزى از عالم غيب است ، فقط خدا را مىشناسيم ، زيرا شريك ساختن فرشتگان به وسيلهء گروهى از مردم ( با خدا ) برخاسته از جهل آنها دربارهء حقيقت اين آفريده است . از اين رو مىبينيم كه قرآن پس از اين تعريف مختصر و در عين حال رسا ، به تأكيد حقيقت توحيد مىپردازد و مىگويد :
«
إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ
- همانا خداى شما خدايى يكتاست . » ملاحظه مىشود كه سه تأكيد بر اين امر آمده است كه عبارت است از سوگند كه خود بزرگترين تأكيد است و كلمهء « إنّ - همانا » براى تأكيد و حرف تأكيد « لام هرآينه » در يك عبارت كه جواب قسم واقع شده است .
[ 5 ] براى آن كه انسان گرايشهاى فطرى خود به پرستش پروردگار را با اعتقادات باطل در برابر هستى و برخى آفريدگان سير نكند ، خدا بيان مىكند كه