تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
خود را در امر آفرينش توضيح مىدهد گويد : «
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
- چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شو ؛ پس موجود مىشود . » پس بيرون تراويدن و فيضان يا برآمدن از سرچشمه نيست ، و نيز دوره‌اى وجودى چنان كه دهريان و فيلسوفانى كه از آنها تأثير پذيرفته‌اند مىگويند نيست ، بلكه در واقع فعلى است ايجاد شده از پروردگار قدرت و توانمندى ، پس بر حسب حديثى نسل به نسل ، چون بخواهد ، با قدرت عظيم خود مشيّت را مىآفريند و چيزها را بدان مشيّت و اراده به وجود مىآورد . و تعبير به « يقول مىگويد » براى بيان حدوث اراده است ، و گرنه پروردگار ما از ايجاد تحوّل و توسّل به وسايل در انجام كارها و درست كردن چيزها بىنياز است ، و در كلام امير مؤمنان ( ع ) چنين آمده است : « بدانچه بودنش را اراده كند ، گويد : ( باش ! ) پس هست شود ، نه با صدايى كه به گوش فرو رود و نه با ندايى كه شنيده شود ، بلكه گفتار او - سبحانه - همان كردار اوست كه از نيستى به هستى مىآورد و شكل و صورت مىبخشد ، در حالى كه آن موجود ( حادث ) پيش از آن وجود نداشته ، و اگر از آن پيش وجود مىداشت و قديم بود بيگمان مىبايست خدايى ديگر داشته باشد » . « 49 » به راستى كه كلمات در بيان غيب الهى عاجز و ناتوان فرو مىمانند ، و حقايق پنهان عالم غيب - به قدر توانايى ما - بدانچه در عالم شهود بدانها نزديك باشد به ذهن ما نزديك مىشود ( و به تصوّر ما درمىآيد ) ، پس ما - مثلا - هنگامى كه چيزى را مىخواهيم و اراده مىكنيم امر بدان مىدهيم و امر و فرمان دادن بنا بر عادت به گفتن ( و فرمودن ) تعبير مىشود ، از اين روست كه در قرآن مىبينيم از امر خدا به « كلمه » يا « قول » تعبير شده است . خدا اين توانايى را به اهل بهشت داده است ، و در آيه‌اى كه پيشتر گذشت
هامش
( 49 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 186 ، ص 274 ؛ بنگريد به چاپ دكتر شهيدى ، ص 201 .