با انحراف و گمراهى روياروى مبارزه مىكنند و با ظلم و سركشى مىستيزند .
پيامبر كه حامل مشعل هدايت است ، و با نيروهاى كفر و گمراهى مىستيزد ، و از آغاز آشكارا مىگويد كه او بيم دهندهء آشكار است ، و كسى كه از دوران كودكى خود از بازى و سرگرمى دورى گزيده ، و زندگى دوران رسالت خود را به والاترين درجات نبرد بر ضد باطل بالا برده ، و در ابلاغ دعوت اجتهاد و كوشش بىخستگى كرده ، و در برافراشتن كلمهء اللَّه به جهاد و جنگ پرداخته ، زندگى چنين شخصيّتى با شعر ، ( آن فرهنگ جاهليّت ) مناسبتى ندارد ، و هر چيزى در زندگى او متناقض با شعر است . از اين رو پروردگار ما دربارهء او گويد : «
وَ ما يَنْبَغِي لَهُ
- و ( شعر ) در خور او نيست » .
/ 166 بدين سبب پيامبر حتى همين شعر شناخته شده و سخن قافيهدار را كنار نهاد ، زيرا بارزترين لباس و نمايهء فكر جاهلى آن روز بود ، و اگر چيزى از آن را نيز مىخواند چنان تغييرش مىداد كه با حقيقت مناسب آيد . امّا اين سخن بدان معنى نيست كه پيامبر اساسا مخالف وزن و قافيه بود . هرگز . بلكه مىبينيم كه حضرتش برخى از اصحاب خود را بر آن بسيار تشويق و ترغيب مىكند .
[ 70 ] آرى . پيامبر هشدار دهندهاى است كه از حق سخن مىگويد و در برابر اهل باطل پايدارى مىكند و با فرهنگ جاهليّت مىستيزد .
«
لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا
- تا هر كه را به دل زنده است ( مؤمنان را ) بيم ( و هشدار ) دهد . » پس او براى هر كس كه در دلش احساسى براى پذيرفتن هشدار وجود دارد ، هشدار دهندهاى روشنگر است .
امّا در مورد ديگران ، همانا قرآن حجتى رسا بر آنهاست كه فرو رسيدن مجازات آنها را زمينه چينى مىكند .
«
وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ
- و سخن حق بر كافران ثابت شود . » ايشانند كه دلهايشان هيچ زندگى ندارد ، ولى اين بدان معنى نيست كه خدا آنها را به كفر ورزيدن مجبور ساخته است . هرگز . . . بلكه آنانند كه خود كفر