اجير شدن يا به عقد جعاله « 1 » و يا شرط در ضمن عقد لازم . و مقصود از قصد تقرب در عبادتهاى نيابى ، قرب منوب عنه و امتثال امر متوجه به اوست نه قرب نائب پس قصد مىكند انجام وظيفة الهى منوب عنه را . و بايد در عمل خود منوب عنه را تعيين نمايد و لو بنحو اجمال و اشاره . و لازم نيست اسم او را به زبان آورد ، ولى مستحب است در همه مواقف حجّ و جاهاى مختلف ، نام او را به زبان آورد . البته اگر نائب از ميان شغلها و كارهاى ممكن ، اين كار را به جهت قداست آن قبول كرده هرچند با اجرت ، براى او هم ثواب دارد .
مسألهء 93 - نائب ، طواف نساء را نيز بايد به نيابت از منوب عنه بجا آورد ، هرچند بهتر است به قصد ما قى الذمّه « 2 » بجا آورد .
و اگر طواف نساء را بنحو صحيح انجام ندهد زن بر نائب حلال نمىشود . و براى منوب عنه اشكال ندارد .
مسألهء 94 - نائب نمودن كسى كه وقتش از حجّ تمتع تنگ شده و وظيفهاش عدول به حج افراد است براى كسى كه وظيفهاش حجّ تمتع است صحيح نيست . ولى اگر در وسعت وقت ، نائب شد و بعد تصادفا وقت او تنگ شده ، بنابر احتياط واجب بايد عدول كند به حج افراد ، و از منوب عنه كفايت مىكند ولى استحقاق او نسبت بمال الاجاره محل اشكال است و احوط تصالح است .
مگر اينكه اجاره بعنوان برئ الذمة نمودن منوب عنه باشد نه خصوص تمتع .
مسألهء 95 - در حج واجب ، نائب شدن يك نفر از چند نفر در
هامش
( 1 ) جعاله ، آنست كه انسان قرار بگذارد در مقابل كارى ( نظير حج مثلا ) كه براى او انجام مىدهند ، هركس كه انجام دهد ، مال معيّنى بدهد . و يا اجاره در معنى و در برخى احكام فرق دارد .
( 2 ) - ما فى الذّمه يعنى آنچه واقعا برعهده انسان است و اينجا يعنى اعم از اينكه نيابة براو واجب باشد يا اصالة .