آسيبهاى اجتماعى حفظ كند .
آيا تأمين چنين رهبرى نيازمند احاطهء علمى و توانايى فرا بشرى نيست ؟
و چه كسى در اين شرايط داراى چنين ويژگىاى است كه اين چنين قافله سالارى كند ؟
و آيا چنين شخصى به جز على بن ابىطالب عليه السلام كس ديگرى مىتواند باشد ! ؟
شخصيتى كه مىتوانست با تكيه بر « مدينة العلم » آنان را به راه راست وا دارد و آنان را به نرمى و آرامى رهبرى كند به صورتى كه هيچگونه آسيبى ، چه مادى و يا معنوى به آنان نرسد و از گام نهادن در اين راه پر فراز و نشيب خسته و ملول نشوند .
حضرت فاطمه عليها السلام در اين بخش ، بر اين نكته تأكيد دارند كه مقام امامت ، منصبى الهى است .
. . . الروح الأمين والطبين بأمور الدنيا و الدين . . .
جايگاه روح الامين و آگاه به امور دنيا و دين !
چگونه امكان دارد كه با انتخاب مردم باشد ! ؟
يعنى مردم با كانون وحى ارتباط ندارند تا بتوانند ارتباط شخصى را با كانون وحى تشخيص دهند و چنين شخصى بنا به ضرورت مقام بايد از سوى مهبط ( كانون و جايگاه ) وحى به مردم معرفى شود و آنهم جز شخص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كس ديگرى نمىتواند باشد .
و بر اساس همين مسئوليت الهى معرفى جانشين و امام بر عهدهء پيامبر است كه خداى متعال در قرآن با زبان تهديد به پيامبر صلى الله عليه و آله تأكيد مىفرمايد : « . . . إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ . . . » . « 1 »
اگر جانشين را به مردم معرفى نكنى رسالت خود را ناقص گذاشتهاى . پيامبر در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نفرمود ، ولى شما مردم به جهت ملاحظات دنيايى ، از پذيرش ابلاغ پيامبر صلى الله عليه و آله سر باز زديد .
براى اطلاع از گوشهاى از آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء على عليه السلام فرمودهاند به كتابهاى معتبر اهل سنت مراجعه كنيد تا روشن شود مقدارى كه در كتب اهل سنت دربارهء على عليه السلام آورده شده ، همه حاكى از مقام معنوى و وحيانى آن بزرگوار است و احدى از صحابه
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 67 .