« مَا آتيكُم الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُم عَنْهُ فَانْتَهُوا » ؛ « 1 » اوامرى كه رسول خدا براى شما مىآورد پذيرفته و از آنچه كه نهى مىكند ، دورى كنيد .
همچنين به مقتضاى قول رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود : «
الكذبُ ريبةٌ و الصدقُ طُمأنينةٌ
» ؛ در دروغ شك و ترديد ، و در راست آرامش و سكون است ، معلوم مىشود باطن خليفه از اين روايت متزلزل است و ممكن است كسى در مقام انكار بگويد : غير از خليفه كسى اين حديث را از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل نكرده است . براى دفع اين سؤال احتمالى ، با اظهار اعتماد به مردم و شركت آنان در تصميمگيرى كلى ، زبان آنان را بسته و كسى لب به اعتراض نمىگشايد ؛ زيرا با وجود روايت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيازى به انضمام سند ديگرى نيست .
اجماع و اتفاق در صورتى حجيت دارد كه سند ديگرى نباشد (
في طَلعةِ الشّمسِ ما يُغنيكَ عَن زُحل
؛ در طلوع خورشيد به قدرى نور هست كه تو را از نور زحل بىنياز مىكند ) .
دربارهء سند و دلالت حديثى كه ابوبكر نقل مىكند لازم است در دو مقام بحث كنيم :
بحثى دربارهء حديث « نحنُ مَعاشِرَ الانبياءِ . . . »
مقام اوّل : سند روايت
قرائن قطعى دلالت دارد كه اين حديث كذب محض است ، چه اين كه روايات متعددى در حد تواتر از رسول اكرم صلى الله عليه و آله در مورد صديقهء طاهره و مولاى متقيان نقل شده ، كه همه قراين قطعى هستند . با وجودِ آن روايات اين روايت نمىتواند صحيح باشد و كذب است .
حال بهطور گذرا به اين روايات اشاره مىكنيم :
1 . رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
فاطمةُ سيدةُ نساءِ العالمين
و يا
سيدةُ نساء أهلِ الجنّة
. روايت را احمد حنبل در مسند خود ، بخارى و مسلم و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و ابن حبّان در صحيح خود ، ابنابىشيبه و حاكم در مستدرك ، ابويعلى و روبانى و عقيلى و طبرانى و ابن عساكر و صاحب استيعاب و ديگران از حذيفه از ابوسعيد خدرى از ابن عباس از عايشه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت كردهاند .
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 7 .