دانشمندان صحابه كه حفاظت از اسلام به عهدهء آنان بود ، خوب مىدانستند كه من حتى يك لحظه بر خدا و رسولش رو نياوردم ، و به راستى در معركههاى هولناك كه پهلوانان از شركت در آن سرباز زده و قدم پس مىنهادند استوار مانده و مواسات نمودم . اين مواسات در اثر شجاعتى بود كه خدا مرا با آن گرامى داشته بود .
ابن ابىالحديد در شرح اين قسمت ، يكى از فضيلتهاى مختصر آن حضرت را همين مواسات مىداند . او مىگويد :
اين مواسات يكى از ويژگىهاى برتر مولا - صلوات اللّه عليه - است كه هيچ منكرى ندارد .
در جنگ احد در كنار رسول اكرم صلى الله عليه و آله پايدار بود ؛ اما ديگران فرار كردند . نيز در جنگ حنين و خيبر استقامت كرد و عدهاى كه پيامبر پيش از او براى فتح خيبر فرستاده بود فرار كردند ؛ اما مولا هم چنان مىجنگيد ، تا خدا به دست او فتح را نصيب اسلام نمود . « 1 »
همچنين از قول محدثان به اين مضمون نقل مىكند : هنگامى كه رسول الله صلى الله عليه و آله در جنگ احد جراحت سختى برداشت ، مردم گفتند : محمد صلى الله عليه و آله كشته شد . لشكرى از مشركان او را ديدند كه در ميان كشتهشدگان افتاده ؛ اما هنوز زنده است ؛ آهنگ او را كردند . به على عليه السلام فرمود : اينها را از من بران . مولاى متقيان عليه السلام نيز به آن لشكر حملهور شد و فرماندهء آنان را كشت ؛ آنگاه لشكرى ديگر آهنگ حمله به رسولاللَّه صلى الله عليه و آله را نمود ، باز فرمود : يا على ! اينها را از من بران . مولا عليه السلام حملهور شد و لشكر را به عقب زد و پراكنده نمود و فرماندهء آنان را به قتل رسانيد . باز لشكر سوم به آهنگ كشتن رسول الله صلى الله عليه و آله حمله كرد ، همچنان به على عليه السلام فرمان دفاع داد ، مولا اين لشكر را نيز عقب رانده و فرماندهء آنان را كشت . پس از اين واقعه ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود : جبرئيل عليه السلام به من گفت : به راستى اين دفاع على عليه السلام مواسات است . من به جبرئيل گفتم : چرا اينگونه نباشد ؛ در حالى كه او از من است و من نيز از اويم . آنگاه جبرئيل گفت : من هم از شما ( دو تن ) هستم .
باز محدثان روايت كردهاند : مسلمانان در روز شكستشان و حملهء مشركان و دفاع
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 250 .