ضربهء على عليه السلام در جنگ خندق به عمرو است ! و به راستى على عليه السلام نيز ضربهاى خورد كه در تاريخ اسلام از آن ضربه شومتر نيست . ( يعنى ضربهء ابن ملجم - لعنة اللّه عليه - )
در حديث مرفوع آمده است كه وقتى على عليه السلام به مبارزهء عمرو رفت . رسولاللّه صلى الله عليه و آله همواره دستهاى خود را به طرف آسمان بلند نمود و با سرِ باز به راز و و نياز مشغول بود و چنين مىگفت :
بارالها ! تو در جنگ بدر عبيده را از من گرفتى و حمزه را در جنگ احد ، على عليه السلام را امروز خودت حفظ كن . پروردگارا ! مرا تنها نگذار و تو از بهترين وارثان هستى .
جابر بن عبدالله انصارى مىگويد :
به خدا قسم ! داستان كشتن عمرو به دست على عليه السلام در روز احزاب و شكست مشركان ، مسألهاى نيست كه پس از آن چيزى شبيه آن باشد ؛ مگر آنچه كه خدا در داستان طالوت و جالوت نقل فرموده : « فَهزَموهُم باذنِ اللّهِ » و قتل داود جالوت بدينسان به اذن خدا آنان را شكست دادند و داود ، جالوت را كشت .
عمرو بن ازهر از عمروبن عبيد ، از حسن روايت مىكند كه وقتى على عليه السلام عمرو را كشت ، سر او را جدا كرده و در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله انداخت و عُمر و ابوبكر برخاستند و به سر بوسه زدند ! ديدند رسول خدا صلى الله عليه و آله لاإله إلّااللّه گويان مىفرمود : اين پيروزى است يا اين آغاز پيروزى است . « 1 »
چنانچه بخواهيم شرح پايدارى و دلاورى مولا - صلوات اللّه عليه - را در جنگهاى اسلام و پاكشيدن زمامداران ناحق صدر اسلام را برشمريم ، از حد شرح خطبه خارج مىشويم .
شيخ مفيد در شرح دليرىهاى مولا چنين مىگويد :
اميرالمؤمنين على عليه السلام از جهاد كه با آن پايههاى اسلام استوار و با استوارى آن ، دستورها و قوانين اسلام ، محكم و مستقر مىگردد ، بهرهء وافرى دارد كه در ميان مردم شهرت يافته و در نزد خاصه و عامه منتشر شده و هيچ يك از دانشمندان در اين مهم اختلافى نداشته و مردم فهميده نيز در درستى آن نزاعى ندارند و هيچ كس نمىتواند در اين حقيقت ترديد
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 19 ، ص 230 .