در جهاد تهاجمى به اتفاق فقها اذن امام معصوم عليه السلام شرط است و نمىتوان با اذن فقها كه نُواب عام هستند به اين قسم جهاد ، اقدام نمود و روايات زيادى چنان كه صاحب رياض ادعاى تواتر نموده ، در اين باب وارد شده است از جمله
إِنّ القتالَ مَعَ غيرِ الإمامِ المُفترضِ طاعتُه ، حرامٌ مثل الميتةِ و الدمِ و لَحِمِ الخنريز ؛
جنگ با غير امام واجب الاطاعة مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك ، حرام است .
جهاد تهاجمى با سه طايفه صورت مىگيرد :
1 . بُغاة ؛ يعنى افرادى كه اسلحه به دست گيرند و عليه امام واجب الاطاعة طغيان كنند .
2 . اهل كتاب ؛ يعنى يهود و نصارى و مجوس . جهاد با اين سه گروه در صورتى است كه از دادن جزيه خوددارى نمايند . در اين صورت امام معصوم با آنها جنگ مىكند و اگر جزيه دادند از جنگ دست برداشته مىشود و مىتوانند آزادانه در ممالك اسلامى ، به مراسم دينى خود عمل نمايند .
3 . جنگ با كفار مانند مشركان ؛ جنگ با اينان با دادن جزيه پايان نمىگيرد . بايد يا اسلام را بپذيرند و يا كشته شوند .
جهاد دفاعى ، در صورتى است كه خطرى از ناحيهء بيگانگان و دشمنان اسلام متوجه حوزهء اسلام شود . در اين قسم بايد تمام مسلمانان ، اعم از زن و مرد و سالم و معيوب عليه دشمن بسيج شوند ؛ صاحب جواهر مىفرمايد :
اگر گروهى از كفار به مسلمانان هجوم آوردند به نحوى كه به بيم رخنه در اساس اسلام باشد و يا خواستند به آبادىهاى مسلمانان هجوم آورند و آنان را اسير نمايند ، در چنين صورتى دفاع از كفار بر همهء مسلمانان واجب مىشود ؛ خواه آزاد باشند يا بنده ، مرد باشند و يا زن ، سالم باشند يا مريض ، كور باشند يا لنگ و يا . . . در صورتى كه احتياج به حضور آنان در صحنه باشد . در چنين جهادى حضور امام و اذن او شرط نيست . . . . « 1 »
اما اين كه جهاد ، عزّت اسلام است ، واضح است . چنان كه اكنون مىبينيم در اثر مسامحه در اين فريضهء بزرگ ، كشورهاى اسلامى مورد تاخت و تاز دشمنان اسلام و
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 18 .