تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
وجود شريفش در قرآن تفكر و تأمل نمود . مىبينيم در عصر رسول صلى الله عليه و آله اصلًا اختلافى در عقايد پيش نيامد . اين آيات بيانگر آيات ديگرى هستند كه در آنها به‌طور مطلق به تدبر و تفكر در قرآن امر شده است ؛ يعنى تدبر و تفكر در قرآن با الهام از بيان رسول اكرم صلى الله عليه و آله چنين بيانى جز با نوعى اتصال به غيب ميسر نيست . واضح است كه معرفى مقامى كه بتواند با الهام از غيب ، قرآن را تفسير كند ، جز از ناحيهء خود پيامبر ، از ناحيهء ديگرى ميسور نيست ؛ لذا مىبينيم پيامبر ، عديل قرآن پس از خود را معرفى مىكند : كتابَ اللّهِ و عترتِى ، تا جامعهء اسلامى دچار خلأ فكرى نشده و پراكندگى ايجاد نشود . « 1 » به همين مناسبت مىبينيم كه جز مولاى متقيان و ائمهء معصومين عليهم السلام كسى مدعى نشد كه به قرآن احاطه داشته و نه فقط تفسير آن را در سطح متعارف مىداند بلكه تا هفتاد بطن بر معناى آن احاطه داشته باشد . بنابراين در هر بُعدى ، پيروى از اهل بيت عليهم السلام و اطاعت از آنها مايهء نظام امت است . اين امر مايه ايمنى از هر گونه افتراق و اختلاف است و موجب نظام در همه ابعاد در جامعه اسلامى مىباشد و با اتصال وحيانىاى كه با عالم غيب دارند جواب گوى رشد افكار بشرى در هر رشته از اقتصاد ، سياست ، حقوق مدنى و جزايى و صدها نظاير آن‌كه رو به تكامل است مىباشند . در اين صورت مىتوان مانع هرج و مرج افكار كه منشأ اختلاف برونى است ، شد پس ائمه عليهم السلام و علماى راستين ، متوليان مكتب اسلام هستند كه مىتوانند افكار بشرى را با استفاده از قرآن بدون افراط و تفريط از انحراف مصون ساخته و نظم واقعى بخشند و مسلمانان را از هر گونه دسته بندى و صف آرايى در مقابل همديگر مصون دارند و ديگر مانند فلاسفه در مقابل متكلمين و يا فقها در مقابل فلاسفه صف‌آرايى
هامش
( 1 ) . نظير اين استدلال در كافى از منصور بن حازم نقل شده است : به امام صادق عليه السلام گفتم : با عامه صحبت كردم و گفتم : آيا شمانمىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حجت خدا بر مردم است ؟ گفتند : چرا ، مىدانيم . گفتم : پس هنگامى كه از دنيا رحلت فرمود حجت چه كسى بود ؟ گفتند : قرآن . گفتم : چگونه قرآن حجت است در حالى كه مىبينم قَدَرى و مُرجِئى و زنديقى كه به آن ايمان ندارد ، به قرآن استدلال مىكند ؟ فهميدم كه قرآن بدون قيّم حجت نيست . . . نديدم كسى بگويد به تمام رموز قرآن آشنا هستم جز على عليه السلام . پس شهادت مىدهم كه على عليه السلام قيّم قرآن و اطاعت از وى واجب و حجت خدا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد . . . .