زيبايىطلبى مىفرمايد : ) و در آنها براى شما زيبايى است هنگامى كه آنها را شبانگاه به جاىگاهشان مىبريد و صبحگاهان براى چريدن رها مىسازيد و هرگز اين غريزهء زيبايى دوستى و تجمل خواهى با اصل نيايش و پرستش منافات ندارد .
چنان كه در آيهء ديگر مىفرمايد : « يا بَنِى آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » ؛ « 1 » اى فرزندان آدم ! زينت خود ( لباس خوب ) را در هر عبادتگاه بپوشيد .
به چيزى زينت « 2 » مىگويند كه جلب نظر كرده و دلها را به خود مىكشد و مىگويند :
« يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِىَ » ؛ اى كاش ما هم مانند آنچه را كه به او داده شده داشتيم .
باز در آيهء ديگر مىفرمايد : « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ » ؛ « 3 » بگو چه كسى زينتهايى را كه خدا براى بندگانش آورده و روزىهاى طيب را حرام نموده است ؟
خدا خود در موزون و هماهنگ بودن خلقت ، اين كشش را در فطرت انسان نهاده ؛ پس چگونه مىشود آن را تحريم و منع نمايد ؟
آنچه سازگار و هم آهنگ طبيعت انسان است ؛ مانند انواع غذاها يا در آن آسايش مىكند و يا رفع نياز او را در يك جهتى از جهات مىكند ، همه طيباتِ رزق است .
خداى متعال در آيهء فوق اعلام نمود كه از راه الهام فطرى و درخواست غريزى ، زينت را براى بندگانش ظاهر ساخته است ، مسلماً فطرت انسان جز به آنچه كه ضرورت دارد الهام نمىشود و براى جايز الانتفاع بودن چيزى دليلى بهتر از احساس نياز و ميل طبيعى به آنچه كه نياز را بر طرف مىسازد نيست .
با تعبير عميقتر ، نياز يعنى وسيلهء ارتباط طبيعت انسان با آنچه كه مكمل وجود و بر طرف كنندهء خلاء و كمبودها در وجود او مىباشد . ازاينرو قرآن كريم به سياق استفهام
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 31 .
( 2 ) . اين شرح معناى « زينت » از خود قرآن گرفته شده . آنجا كه در داستان قارون فرمود : « فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِى زِينَتِهِ قالَالَّذِينَ يُرِيدُونَ الحَيوةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِىَ قارُونُ » ؛ قصص ( 28 ) آيهء 79 . وقتى كه قارون با زينت بر قوم خود خارج شد افرادى كه دينا طلب بودند گفتند : اى كاش ! براى ما هم مثل آن چيزى كه به قارون داده شده ، بود . پس زينت آن چيزى است كه جلب نظر از هر بينندهاى بنمايد ؛ خواه آن چيز لباس يا فرش و يا چيزهاى ديگر باشد .
( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 32 .