4 . نكردنىها در دايره عقيده ، شرك به خدا ، و افترا به ساحت مقدس الهى است .
پس از روشن نمودن خلاصه محرّمات با قاطعيت در آيهء ديگر مىفرمايد :
« يا بَنِى آدَمَ إِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِى فَمَنِ اتَّقى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » ؛ « 1 »
اى فرزندان آدم ! هرگاه پيامبرانى از خود شما مبعوث شدند و آيات مرا براى شما بازگو كردند هر كسى كه پروا داشته و در صدد اصلاح باشد و از برنامهء آنان پيروى كند ديگر بر آنان بيم و اندوهى نيست .
نيز مسألهاى كه قرآن دربارهء آدم عليه السلام فرموده مسئلهء ستيزه جويى و درگيرى افراد انسان است كه موجب اختلاف در ميان جامعه بشرى است . انسان هنگامى مىتواند از دايرهء اختلافات سالم بيرون بيايد كه از مكتب وحى پيروى نمايد :
« قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّى هُدىً فَمَنِ ا تَّبَعَ هُداىَ فَلايَضِلُّ وَلايَشْقى » ؛ « 2 »
گفت : هر دو فروآييد . بعضى از شما بر بعضى ديگر دشمن خواهد بود . در اين ميان هر وقت از طرف من فرد هدايتگرى آمد تبعيت از هدايت او موجب عدم ضلالت و شقاوت خواهد بود . « 3 »
از آيه استفاده مىشود كه درگيرىها و اختلافات در نسل آدم پايدار خواهد بود و در اين ميان فقط مكتب وحى روشنگر است و با قاطعيت هر چه تمامتر بيان شده است كه پيروى از اين مكتب موجب عدم گم راهى و عدم بدبختى خواهد بود .
پس امتياز برنامهءالهى كه به وسيلهء سفيرانش در جامعه بشرى تبليغ مىشود اين است كه هيچ نوع بىهدفى و سردرگمى و بلاتكليفى ندارد كه يادگار نبوت عليها السلام بر يكى از
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 35 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 124 .
( 3 ) . قرآن كريم با آوردن ضمير نشان مىدهد كه تنها هبوط آدم و همسرش مدنظر نيست بلكه آن دو به عنوان معرف نسل ذكر شدهاند زيرا نه آدم عليه السلام و نه همسرش با هم دشمن نبودند و آدم عليه السلام خود از انبيا بود و لازم نبود براى هدايت او پيامبرى فرستاده شود .