پس در حكمت آفريدگار جهان ، لازم است كه خلقت داراى علت غايى باشد و آنهم انسان كامل است كه در وجود انبياى الهى به ويژه حضرت ختمى مرتبت و ذريه آن بزرگوار متبلور است .
چون جانشينى پيامبر ، امتداد رسالت الهى است ، بايد در مرتبهء هم سان با او باشد و بالطبع بايد از طرف جهان آفرين معين و مشخص گردد و در همه كتب آسمانى با اسم و مشخصات تعيين شود . شناختن چنين فردى كه واجد اينگونه شرايط سنگينى است ، جز از راه پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق ديگرى ممكن نيست و بايد به وسيلهء خود پيامبر صلى الله عليه و آله معرفى شود ؛ چه اين كه ضرورت چنين جانشينى همچون رسالت انبيا ، باهدف غايى پيوند دارد . آيا مىشود منصبى را با انتخاب و رأى اكثريت به دست آورد ؟
يادگار نبوت در اين عبارت به صفات پيامبر خاتم - كه بايد در جانشين او نيز موجود باشد - اشاره مىفرمايد :
1 . مشخص شدن پيامبر و معرفى او به انبيا و اخذ پيمان مؤكّد از انبيا و امتهاى پيامبران مبنى بر پيروى از پيامبر خاتم . به اين موضوع در اين جملات اشاره مىفرمايد :
اختارَه و انْتجَبَه قبلَ أن أرسلَه و سَمَّاه . . . .
2 . بعثت انبيا يك رشته بود كه از آدم عليه السلام شروع شد و پايانى داشت و مىبايست اين كار به اتمام برسد . به اين امر در اين جملات اشاره شده :
ابتَعثَه إتْماماً لأِمرِه و عزيمةً على إمضاءِ حكمِهِ .
3 . رفع هرگونه سردرگمى از بشر . به اين موضوع در اين جملات اشاره شده :
و كشَفَ عن القلوبِ بُهَمَها و جَلى عن الأبصارِ غُمَمَها .
4 . هدايت جامعهء انسانى . به اين معنا در اين جملات اشاره شده است :
و قامَ في الناسِ بالهدايةِ . . . .
برگزيدگى و معرفى پيامبر اسلام به همه انبيا
متن : اخْتارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أنْ أرْسَلَهُ وَ سَمَّاهُ قَبْلَ أن اجْتَبَلَهُ ؛ او را پيش از آنكه