غَواية : گم راهى ، ضد رشد .
عَماية : كورى و گم راهى .
ايثار : انتخاب كردن .
حُفَّ : فراگرفته شده .
ابرار : جمع « بَرّ » ، راست گويان و از خداترسان و نيكوكاران .
رِضوان : خشنودى .
مَلِك : سلطان ، داراى سلطنت .
رِضىَ : مورد خشنودى .
شخصيت پيامبر
در اين بخش ، از اثبات اصل نبوت سخنى نرفته و فقط به معرفى شخصيت بزرگ خاتم پيامبران صلى الله عليه و آله اكتفا شده است ؛ زيرا حاضران در جلسه ، به ظاهر اصل نبوت حضرت ختمى مرتبت را پذيرفته بودند ؛ اما اكثراً يا منافق بودند و يا مردم ناآگاه و قدرت زده .
اينان كه اكثريت را تشكيل داده بودند هر چند به ظاهر اقرار به نبوت داشتند ، اما شناخت آنها بسيار سطحى بود و نمىدانستند كه اين منصب الهى و ادامهء آن ، امامت ، خلعت و تشريف مخصوص آسمانى و از ضرورتهاى جهان هستى است . به همين جهت يادگار نبوت و چشمهء خروشان فصاحت و بلاغت با تكيه بر مقتضاى حال ، در اين بخش به شرح شخصيت ما فوق و متعالى پدربزرگوارش رسول اكرم صلى الله عليه و آله اكتفا نموده و اعلام مىفرمايد كه حاكميت الهى در پهنهء زمين ضرورتى است كه مشيت الهى به آن تعلق گرفته و اين حاكميت به وسيلهء انبياى الهى كه مقام خلافت الهى را دارند به اجرا درآمده است . پس مسئلهء خلافت الهى در روى زمين ضرورت اجتناب ناپذيرى است ؛ چه اين كه حاكميت الهى ، هدف نهايى خلقت عالم است و تا اين عالم استمرار دارد ، اين حاكميت هم ادامه دارد . اما چگونه بايد اين حاكميت در روى زمين پياده شود ؟ آيا بدون واسطه ، متصور است ؟ مسلماً نيازمند واسطه است .