رحيم زادهء صفوى هم مىخواست با همين وسيله شاه قاجار را تحريك كند و در پاريس بر او مىخواند :
خوشا هواى شميران و لار فصل بهار * پر از ترانهء بلبل ، سرود كبك درى
براى مرد موحد جهان پر از تسبيح * براى شه همه تعليم عدل و دادگرى
بگو كه تاج كيانى و تخت طاووست * ز دورى تو گرفته غبارى از كدرى « 1 »
از مطالبى كه گفته شد مىتوان به طور خودسازى و بدون توسل به روانپزشك هم استفاده نمود و شروع به اصلاح نمود .
در خاتمهء عرايضم اين جمله را تذكر دهم كه برخى روانشناسان تربيتى مىگويند : انسان معمولا هر شبانه روز پنج دقيقه احمق مىشود ما به صحت يا بطلان اين تحديد 5 دقيقه كارى نداريم ، و به اين كارى نداريم كه بعضى مىگويند لازم است در شبانه روز چند دقيقهاى از انديشهء عقل استفاده نكرده كارهاى بچگانه يا ديوانگى انجام دهد . ولى بايد به - ورشكستگان روحى گفت : احتمال بدهيد فكر انتحار و مانند آن زائيدهء همان دقيقهها باشد .
تابستان 1348
هامش
( 1 ) - ليكن اثر نكرد و شاه قاجار از ترس مشكلات و بخصوص رضاخان ماندن در پاريس را ترجيح داد .