تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
به هر حال استاد روانپزشك مىتواند با اين گونه تلقينات غم و ترس را از شخص بيمار دور سازد . احياناً به اشخاصى برخورد كرده‌ام كه مىگويند اگر نبود كه ما معتقد به مذهب هستيم و دين مقدس اسلام ، خودكشى را تحريم نموده است خودكشى مىكرديم . حالا كارى نداريم كه اساساً آنهاكه نجات را در خودكشى دانسته‌اند و دست به انتحار مىزنند گرفتار جهالتى بسيار خطرناك هستند و بدون تفكر و عاقبت انديشى دست به خودكشى مىزنند . . آنها از كجا مىدانند كه پس از خودكشى ديگر روحشان درك ندارد و گرفتار مصيبتها و آلام نيستند ؟ شايد همانطور كه پيشوايان اديان و روحيون گفته‌اند ، روح پس از مرگ هم باقى باشد و گرفتار دردهاى بيشتر باشد . به قول يكى از شعراء معاصر اگر مرگ عدم بود و هيچ دركى پس از آن نبود كدام عاقل از خودكشى بدش مىآمد ؟ بحث اعتقادى نداريم ، اين بحث عليحده است ، آنچه كه مربوط به بحث ماست اين است كه اين‌ها تمام از شكست است و روانپزشك مىتواند ورشكستى آنها را جبران كند . گاهى با تلقين در ديگران آثار عجيبى گرفته‌اند پيش از اين گفتيم كه باعث جنبش سجستانى و حكومتش بر خراسان دو شعر شاعر معاصرش بود كه :
مهترى گر به كام شير در است * شو خطر كن ز كام شير بجوى يا بزرگى و عز و نعمت و جاه * يا چو مردانت مرگ روياروى