پيوست
برخى افراد براى رهائى از غم به پناه عناصر تخدير كنندهاى چون ترياك و هروئين و انواع مشروبات الكلى و ال اس دى و غيره مىروند .
برخى ديگر به پناه موسيقى مىروند تا به قول خودشان خستگيهاى روزمره را جبران كنند و افرادى هم لطيفتر كار مىكنند و به پناه مجالس ادبى و شعر و توصيف مىروند . . .
غافل از آنكه اينها رهائى بخش اساسى نبوده تخدير موقت است و چون اين تخدير عارضى به كنار رفت غم با فشار بيشترى به همراه حسرت رو مىآورد ، و به همين جهت ناچار مىشوند بر كميت مخدر بيافزايند و تدريجا فاصلهء زمانى عمل تخدير را كمتر كنند ، و در نتيجه خود را بالكل ساقط نموده از نيروى انسانى بى بهره سازند .
بزرگترين ضرر موسيقى همان حالت تخدير و لختى و بىتفاوتى است كه در اثر اعتياد به آن پيدا مىشود ، سست اراده و بى تصميم و بى تفاوت مىسازد كه در برخى روايات با مفهوم : « از ميان رفتن غيرت و حميت »