تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
خود بگويد من بسيار خوبم با اينكه خوب نيست ! اين طور نيست ، تلقين يك امر واقعى است كه فعلا در آن بحث نيستيم ، ولى اجمالا خود اين مطلب كه شخص به تفصيل مطلبى را بگويد و از ابهام خارج كند عين همان بحثى است كه در تلقين است وقتى به خودش انسان تلقين مىكند كه من چرا مأيوس باشم من چرا شكست خورده باشم ؟ چرا دائماًبگويم كه در اين دنيا بايد افسرده باشم و شادى به ميانه بنى آدم نيست .
هر كس كه بود شاد در اين عالم او * يا آدم نيست يا در اين عالم نيست
انسان به خودش تلقين مىكند چرا خوشحال نباشم ؟ چرا با نشاط نباشم ؟ مگر بدى ديده‌ام ؟ آنگاه به وسيله تلقين همان ابهام و اجمال به تفصيل مىآيد . و بهترين راهش اين است كه انسان روى صفحه كاغذ بنويسد كه به تفصيل بيشترى در برابر ذهنش قرار بگيرد ، آن وقت تأثير بسزائى در او مىكند . وقتى روى صفحه كاغذ نوشت و كليه روحيات خود را مجسم كرد با خود مىگويد قبول دارم كه من در قسمت محبت سر خورده‌ام ، قبول دارم پدر و مادر به من بى محبتى كرده‌اند ، قبول دارم دوستان مرا گول زده‌اند ، من قبول دارم كه از اول طفوليت تا به حال : تا ز مادر زاده‌ام روى نبودم شادمان . ولى من روحيات بسيار مفيدى هم دارم از همين امروز سعى مىكنم در مسير صحيح قرار بگيرم ، و با خود بگويد من اخلاقيات مفيدى هم دارم ، چرا به خاطر يك گرفتارى ، اخلاقيات مفيد را از بين ببرم . به قول « اوليور گلداسميت » : « عظمت و بزرگى انسان در اين نيست كه هرگز سقوط