محمد عبده مفتى بزرگ الازهر مشغول صحبت بود و ضمن كلمات خويش گفت : وضع اجتماع مسلمين بسيار خراب شده است و من متأسفم و بعيد مىدانم ديگر بتوانيم اصلاح كنيم .
يك زن آمريكائى تازه مسلمانى از گوشهء مجلس صدا بلند كرد :
« ايها الشيخ از شما خيلى تعجب مىكنم ، جناب استاد قرآن كريم دستور داده است از روح و رحمت الهى مأيوس نباشيد !
بعد يك نكتهء جالب روانى گفته كه راستى دقت خوبى به خرج داده است .
مىگويد : جناب استاد چه بسا مطالبى را كه خود مردم مىدانند ، ولى وقتى اين مطالب بازگو مىشود از حالت اجمالى كه در مغز و ذهن آنها پيدا كرده است به تفصيل مىآيد ، و اجمال و ابهامش تبديل به تفصيل مىشود ، و وقتى يك نقش و تابلوئى به طور تفصيل تمام ريزه كاريها و دقائق را براى انسان تشريح كرد خود اين تبليغى است كه مسلماً اثرى خواهد داشت . . گفتهها نيز انسان را به طرف صلاح و رستگارى مىتواند بكشاند » .
به فرض شما هر چه مىخواهيد بگوئيد مردم مىدانند ولى آنچه را كه مىگوئيد به طور اجمال است همان اجمال را بگوئيد تا مبدل به تفصيل كنيد تا دوباره به صورت تابلوى مشخصى در ذهن مردم نمودار گردد در اين صورت اثر بسزائى دارد .
جلمهاى را كه در بسيارى از كتابهاى روانشناسى درباره تلقين گفتهاند همين است . . .
بعضى گمان كردهاند كه تلقين نوعى دروغ است يعنى شخص بيمار به
خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩١