تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
غم و اندوه به حدى بر او غلبه مىكرد كه دائماً در حالت غم واندوه و وحشت از هر انسانى بود ! مطبوعات نوشتند كه خنده به لبان اين طفل نيامده است هر بچه‌اى را مىديد مىترسيد ، هر انسانى مىديد وحشت مىكرد ، پزشكان روانى توصيه كردند دانش‌آموزان ، بچه‌هاى كودكستان با دسته‌هاى گل به نزد اين طفل بروند و او را نوازش كنند با نرمش و به طورى كه عصبانيت او تشديد نشود جلو بروند و كم كم محبت او را به چنگ آورند . . . در مرحله سوم استاد بايد شخص بيمار را به جهات مثبت خود متوجه كند و به او بفهماند كه اگر يك صفت بد و ناراحت كننده دارد صفات بسيار خوبى هم دارد صفت خوب خود را ببيند . بايد استاد كارى بكند كه اين شخص بيمار علاقمند به خودش بشود اگر شخص بيمار و مريض روحى ، عاشق خودش شد و علاقمند به خودش شد كم كم احساس مىكند بايد اين وجود را نگهدارى كند و اين اولين قدم هست براى درمان روحى او . خوشبختانه تعاليم مذهبى در اين قسمت بهترين راه را از نظر مسايل روانى رفته‌اند و فى المثل روايتى را كه حتماً شنيده‌ايد مجددا مورد دقت قرار دهيد : عيسى مسيح عليه السلام با عده‌اى از اصحاب از راهى عبور مىكردند سگى مرده را در كنار راه افتاده ديدند ، اصحاب بينىهاى خود را گرفتند و گفتند چه بوى بدى دارد ؟ و اظهار ناراحتى كردند . ولى عيسى مسيح فرمود به به بگوئيد ( به تعبير ما ) بگوييد به چه دندانهاى سفيدى دارد ؟ قشنگىها و لطافت‌ها و زيبائىهاى او را مورد توجه قرار بدهيد . احياناً مسائل مذهبى را به عنوان تعبد و اينكه ثواب دارد براى عذاب