تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
مربوط به استاد را نمىتوانيم به تفصيل در اينجا ذكر كنيم ، ولى به مقدارى كه متناسب با بحث درمان غم باشد ، بايد عرض كنم : استاد روانشناس در درجه اول بايد خوب گوش بدهد و كليه ناراحتىهاى روحى را از شخص بيمار به دست آورد . چه بسا شخص بيمار خودش هم نتواند بگويد كه غم و اندوه من چه عاملى دارد . احياناً تماس گرفته‌اند بعضى افراد كه مىگويند ما نمىدانيم چرا ناراحتيم ، ما نمىفهميم چرا مغموميم ؟ دائماً گرفته هستيم دائماً غم و اندوه داريم و علتش را درك نمىكنيم . . . براى خود بيمار مبهم است بايد استاد روانشناس به حدى ماهر باشد كه از كليه زواياى كلمات و گوشه‌هاى مطالب او ، مشكلات روانى او را خوب درك كند ، مثلا گاهى بايد در محيط زندگى او خوب دقت كند كه محيط خانوادگى او و طرز ارتباط پدر و مادر با اين طفل چگونه بوده است يكى از دانشجويان كه تحت تأثير غم قرار گرفته بود مىگفت : من از همه چيز متنفرم حتى از نزديكترين دوستان ! از او درباره دو موضوع پرسش كردم يكى درباره اينكه آيا مبتلا به عشق و محبتهاى افراطى هستى يا خير ؟ ديگر اينكه پدر و مادر نسبت به تو چه رويه‌اى داشته‌اند ؟ آيا با محبت بوده‌اند يا بى محبت . گاهى پدر صبح اول آفتاب يا زودتر از منزل خارج شده آخر شب به منزل آمده و به هيچ وجه فرزند خود را نديده تا اينكه او را محبت و نوازش كند . مسئله بى محبتى در محيط خانواده به حدى حساس است كه گاهى مسير زندگى اطفال را كاملا منحرف مىكند . البته گاهى از اوقات هم طفل