تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
پناه بر خدا ، من بنده‌ى مولايتان هستم ، نزد او برويد . آنها مي‌گويند : ما همراه او رفتيم تا وارد خانه‌ى مولايمان حسن بن علي ( عليه السلام ) شديم . يكباره ديديم فرزند ايشان سيد ما قائم ( عليه السلام ) به مانند پاره‌ى ماه بر سريرى نشسته و جامه‌هايى سبز دربردارد . سلام كرديم و ايشان پاسخ دادند ، سپس فرمودند : تمام مال فلان مقدار دينار است ، فلانى فلان مقدار و فلانى فلان قدر فرستاده و همه را بيان كردند . آنگاه به توصيف لباس‌ها ، بارها و جانورانى كه با خود به همراه داشتيم پرداختند . ما به شكرانه‌ى آنچه دانستيم براى خداى عزوجل به سجده افتاديم ، و زمين مقابل ايشان را بوسه داديم ، از آنچه مي‌خواستيم پرسيديم و پاسخ گرفتيم ، و اموال را براى ايشان آورديم . ايشان فرمان دادند از اين پس مالى به سامرا نياوريم ، زيرا كسى را در بغداد مي‌گمارند كه اموال نزد او برده شود و توقيعات از نزد او بيرون آيد ، و از حضور ايشان مرخص شديم . حضرت مقدارى حنوط و كفن به ابو العباس محمد بن جعفر قمى حميرى دادند و فرمودند : خداوند پاداش تو را در مورد خودت افزون كند . ما به گردنه‌ى همدان نرسيده بوديم كه او از دنيا رفت ، ( رحمه الله ) . ما بعد از آن اموال را نزد وكلايى كه در بغداد حضور داشتند مي‌برديم و توقيعات نيز از نزد آنها بيرون مي‌آمد . مصنف اين كتاب [ شيخ صدوق ( رحمه الله ) ] مي‌گويد : اين جريان بر آگاهى خليفه از امر امامت و كسى كه عهده‌دار آن است دلالت دارد ، از اين روست كه با آن قوم و اموالى كه همراه داشتند كارى نداشت . جعفر را از آنان بازداشت و دستور نداد اموال را تسليم او كنند ، جز آنكه دوست داشت اين مطلب مخفى بماند و نشر نيابد ، تا مبادا مردم بدان رهنمون شوند ! جعفر كذاب پس از فوت امام حسن بن علي ( عليه السلام ) بيست هزار دينار نزد خليفه برد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! مرتبت و جايگاه برادرم را براى من قرار دهيد ، او پاسخ داد : منزلت برادرت از جانب ما نبود بلكه از سوى خدا بود ، ما سعى بر آن داشتيم كه جايگاه او را پايين آوريم ولى خداوند عزوجل ابا كرد مگر آنكه هر روز او را بالا برد ، و اين بابت نگاهداري ، برخورد نيكو ، دانش و عبادت او بود . حال تو اگر نزد شيعيان برادرت از آن جايگاه برخوردارى به