تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢
بي‌خبرند ؟ و چون مردم محشور گردند ، دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انكار ورزند . پس - خدا عهده‌دار توفيق تو گردد - از اين ظالم آنچه را كه برايت بيان كردم درخواست كن ، او را بيازماي ، و از آيه‌اى از كتاب خدا بپرس كه برايت تفسير كند ، يا نماز واجبى تا حدود و واجبات آن را بر تو بيان نمايد ، تا از حال و قدر او آگاه شوى و عيب و نقصان او برايت آشكار گردد ، و خداوند حسابرس اوست . خداوند حق را براى اهل آن حفظ كند و در محل استقرار آن قرار دهد . خداى عزيز و جليل ابا كرده كه پس از حسن و حسين ( عليهما السلام ) امامت در دو برادر باشد . و اگر خدا به ما اذن سخن دهد ، حق آشكار شده باطل از ميان مي‌رود و پرده [ ى خود را ] از شما بر مي‌دارد ، من به خدا اميد دارم كه كفايت كند ، و احسان و ولايت را نيكو دارد و حسبنا الله و نعم الوكيل . » كمال الدين 2 / 476 از ابو الحسن على بن سنان موصلى از پدرش نقل مي‌كند : « هنگامى كه سيد ما امام حسن بن على عسكري ( عليهما السلام ) از دنيا رفتند ، هيئت‌هايى از قم و جبال با اموالى آمدند و خبر از ارتحال امام‌عسكري ( عليه السلام ) نداشتند . به سامرا كه رسيدند سراغ حضرت را گرفتند و با خبر فوت ايشان مواجه شدند ، پرسيدند : وارث ايشان كيست ؟ گفتند : جعفر بن علي ، سراغ او را گرفتند ، پاسخ دادند : براى تفريح با قايقى به دجله رفته مي‌نوشد و آوازه خوانان هم همراه او هستند ! آنها در ميان خود مشورت كرده گفتند : اين كار ، كار امام نيست ، بعضى گفتند : برويم تا اين اموال را به صاحبان آن بازگردانيم . ابو العباس محمد بن جعفر حميرى قمى گفت : صبر كنيد تا اين مرد بازگردد و او را بيازماييم . وقتى بازگشت نزد او رفتند سلام كردند و گفتند : آقاى ما ! ما اهل قم هستيم و جماعتى از شيعيان و غير آنان [ اهل قم ] همراهمان هستند ، و ما پيشتر اموالى براى مولايمان امام حسن بن علي ( عليه السلام ) مي‌آورديم . جعفر گفت : حال كجاست ؟ گفتند : با ما ، گفت : بياوريد ، گفتند : نه ، اين اموال جريانى جالب دارد ، جعفر گفت : چه جرياني ؟ گفتند : اين اموال گرد مي‌آيد و در آن از عموم شيعيان يك دينار و دو دينار است ، آنها را درون كيسه‌اى قرار مي‌دهند و مهر مي‌كنند ، ما چون نزد مولايمان امام‌عسكري ( عليه السلام ) مي‌رسيديم مي‌فرمودند : تمام مال فلان