تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
بر آيين نصارى هستى به ديدارت نمي‌آيد ، اين خواهرم مريم است و از دين تو نزد خداى تعالى بيزارى مي‌جويد ، پس اگر رضايت خداوند عزوجل ، مسيح و مريم و ديدار ابو محمد را خواستارى بگو : أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمداً رسول الله . هنگامى كه اين جمله را گفتم ، بانوى بانوان مرا به سينه چسبانيد و آرام كرد ، او فرمود : هم اينك منتظر آن باش كه ابو محمد به ديدارت آيد ، چرا كه او را به سوى تو مي‌فرستم . از خواب برخاستم و مي‌گفتم : چقدر مشتاق ديدن ابو محمد هستم . شب بعد ابو محمد ( عليه السلام ) در خواب نزد من آمد ، گويا به او چنين مي‌گفتم : حبيب من ! آيا بعد از آنى كه دلم را به محبّت خويش مبتلا كردى با من طريق جفا پيش گرفتي ؟ فرمود : تأخير من تنها به علّت شرك تو بود ، حال كه اسلام آوردى هر شب به ديدارت خواهم آمد ، تا آنكه خداوند در بيدارى ما را گرد آورد ، و تا هم اكنون به ديدار من مي‌آيد . بشر گفت : به دو گفتم : چه شد كه به اسارت در آمدي ؟ پاسخ داد : ابو محمد يكى از شب‌ها به من خبر داد كه پدر بزرگم فلان روز لشكرهايى را براى نبرد با مسلمانان اعزام خواهد كرد ، آنگاه خود نيز به دنبال آنها مي‌رود ، پس به طور ناشناس و در زى خادمان به همراه تنى چند از خدمتكاران از فلان راه به آنها ملحق شو ، من نيز چنين كردم و لشكريان مسلمين بر ما غالب شدند و چنان شد كه مشاهده نمودي ، و تا امروز احدى غير از تو نمي‌داند كه من دختر پادشاه رومم ، و اين هم بابت آن است كه من خود تو را آگاه كردم . پيرمردى كه من سهم غنيمت او بودم نامم را سؤال كرد ، من نام خود را فاش نكردم و گفتم : نرجس ، و نام كنيزان را نيز پرسيد . بشر گويد : به دو گفتم : تو رومى هستى ولى شگفت آنكه به عربى سخن مي‌گويي ! فرمود : علاقه‌ى پدر بزرگم به دانش و فرهنگ ، موجب شد مرا وادار كند تحت تعليم زن مترجمى كه به فرمان او بود قرار گيرم ، او صبح و شام نزد من مي‌آمد و زبان عربى را به من مي‌آموخت تا آنكه آن را فرا گرفتم . وقتى او را به سامرا بردم حضور مولايمان امام هادي ( عليه السلام ) رسيد ، ايشان به دو فرمودند : خداوند چسان عزّت اسلام ، ذلّت نصرانيت و شرافت اهل‌بيت محمد ( صلى الله عليه وآله ) را به تو نماياند ؟ او پاسخ
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 934 | الشيخ علي الكوراني العاملي