غيبت نعمانى / 154 از ابو الجارود از ايشان نقل ميكند : « اى ابو الجارود ! چون فلك به گردش در آيد و بگويند : او مرد يا هلاك شد ، [ اگر زنده است ، ] در كدام وادى سير ميكند ، و كسى كه خواهان اوست گويد : چسان او ظاهر ميشود در حالى كه استخوانهايش پوسيده است ، در آن هنگام اميد او را داشته باشيد ، پس چون خبر او را شنيديد ، اگرچه چهار دست و پا و بر روى برف به سراغش برويد . » همان / 171 از ابراهيم بن عمر يمانى از امام باقر ( عليه السلام ) نقل ميكند : « صاحب اين امر دو غيبت خواهد داشت . و نيز شنيدم فرمودند : قائم قيام نميكند ، در حالى كه بيعت احدى بر گردنش باشد . » همان / 173 از محمد بن مسلم از آن حضرت : « قائم دو غيبت دارد ، در يكى از آن دو گويند : از بين رفت ، و معلوم نيست در كدامين وادى سير ميكند . » همان / 176 از زراره از ايشان : « قائم غيبتى خواهد داشت و خانوادهاش ( 1 ) او را انكار خواهند نمود ! عرض كردم : چرا غيبت ميكند ؟ فرمودند : ميهراسد - و به شكم خود اشاره كردند ( 2 ) - . » همان / 177 از ايشان روايت ميكند : « آن پسر پيش از قيام غيبتى خواهد داشت ، و اوست كه به دنبال ميراثش هستند . » كفاية الاثر / 248 روايت ميكند : « كميت بن ابى مستهل گويد : نزد امام باقر ( عليه السلام ) رسيدم و عرضه داشتم : اى پسر پيامبر ! در مورد شما چند بيتى سرودهام ، آيا رخصت ميدهيد آن را بخوانم ؟ فرمودند : در ايام البيض هستيم ، عرض كردم : اشعارم فقط در مورد شماست ، و رخصت دادند ، من هم شروع كردم به خواندن : أضحكنى الدهر و أبكانى و الدهر ذو صرف و ألوان لتسعة بالطف قد غودروا صاروا جميعاً رهن أكفان روزگار مرا خنداند و گرياند ، و روزگار چهرهها و رنگهاى مختلفى دارد اين به خاطر نه تنى بود كه كشته و در كربلا رها شدند
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 859
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٨٥٩
هامش
( 1 ) . شايد به جعفر عموى امام مهدي ( عليه السلام ) اشاره داشته باشد . م
( 2 ) . كنايه از كشته شدن